به گزارش خبرنگار دنیای سیاست، نفیسه عبدالهی: «من با جرئت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله (ص) و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی (ع) میباشند.» این جمله معروف حضرت روحالله در صفحه ۳۶۱ کتاب «آیین انقلاب اسلامی» (ج.۲) نیز ذکر شده است و اگر کسی تا پیش از نهم اسفند ۱۴۰۴ با اندکی تردید به آن نگاه میکرد، این روزها و با حماسههایی که مردم در بیش از چهار ماه گذشته آفریدند، بعید است که کسی در آن تردید داشته باشد. البته داستان وطنفروشها و کسانی که خود را به خواب زدهاند جداست و به طور طبیعی استثنا هم قاعده را نفی نمیکند. به عبارت دیگر، به گفته مولانا جلالالدین محمد بلخی، شاعر بزرگ قرن هفتم هجری قمری، در دفتر ششم مثنوی معنوی آمده است «کی شود دریا ز پوز سگ نجس/کی شود خورشید از پف منطمس». یکی از مصادیق حماسههای مردم عصر حاضر، تشییع با شکوه آقای شهید ایران بود که فراتر از مرزهای جغرافیای سیاسی، با نشانههای عینی و نمادهای معنادار از جمله پرچم سرخ یا لثاراتالحسین در کنار پرچم مقدس سه رنگ ایران عزیزمان و البته پرچمهای جبهه مقاومت برگزار شد. با اینکه حماسهسازان از گویشها و فرهنگها و حتی مذاهب مختلف بودند، اما همه آنها زبان مشترک «اشک» داشتند و همصدا و همدل خواستار «انتقام» بودند. البته به این نکته نیز اذعان داشتند که انتقام و قصاص دو موضوع جداگانه است، چرا که تمام سران جبهه کفر از جمله هزار نفر مانند سرکرده بدذات رژیم تروریستی آمریکا و سگ قلادهشدهاش یعنی سرکرده رژیم وحشی صهیونیستی به اندازه خاک پای نعلین امام شهید امت هم ارزش ندارند. بنابراین در چنین فضایی موضوع انتقام مطرح است که اعم از قصاص به شمار میرود، اما قصاص هم منافاتی با انتقام ندارد و هر دو موضوع باید با جدیت در دستور کار قرار گیرد و عملیاتی شود.
در روزهای اخیر، آزادگان جهان زعیمی را تشییع کردند که به باور اهالی معرفت، در میان تمامی زعمای شیعه، شبیهترین فرد به سرور و سالار شهیدان کربلا، حضرت حسین بن علی(ع) بود. نحوه شهادت ایشان نیز در منظومه کربلا قابل تعریف است؛ پس از شش دهه مجاهدت فکری و اعتقادی و سیاسی، به همراه خانواده، حسینیگونه پای دین خدا ایستاد و تنها ۱۲ روز پیش از ترک دنیای مادی با صدای رسا و بلند در دیدار با مردم آذربایجان شرقی گفتند: «ملت ایران درسهای اسلامی و شیعی خود را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملت ایران در واقع میگوید: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مانند افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.» بدیهی است که زندگی چنین اسوه و الگویی حتماً ختم به شهادت میشود. هنوز فراموش نکردهایم آن نماز فراموشنشدنی امام شهید امت را بر پیکر حاج قاسم عزیز که در آن طلب شهادت کردند و پیش از آغاز مراسم تشییع باشکوه، در دیدار با خانواده حاج قاسم خطاب فرمودند: «او به آرزویش رسید، انشاءالله ما هم به آرزویمان برسیم» و نهایتاً خداوند ایشان را به آرزوی دیرینهاش رساند و ثابت کرد همیشه شهدا را از آخر صف نمیچینند. اصلاً اول و آخر صف مطرح نیست، مهم صفای باطن و خلوص نیت است که آقای شهیدمان هر دو را داشت و به قافله کربلا پیوست.
ایرانیها که یکی از ایرانیترین ایرانیها را برای رهبری امور مملکتشان انتخاب کرده بودند و به واسطه همین انتخاب صحیح در مقابل رژیمهای غدار و سگصفتی مانند رژیم تروریستی آمریکا و نیروی نیابتیاش، رژیم منحوس صهیونیستی ایستادگی میکنند، شانههای خود را از ۱۲۹ روز قبل، با دلی خونین و قلبی محزون، برای بدرقه پدری مهربان و امامی عزیز آماده کرده بودند تا آن یگانه دوران را به جایگاه والای ابدیاش بدرقه کنند و میگفتند برای تطهر قلوب خودشان هم که شده میآیند. چرا که از حضرت شمس، امام علی بن موسی الرضا(ع) شنیدهاند که «کسی که جنازه ولیای از اولیای ما را تشییع کند، از گناه خارج میشود، مانند روزی که از مادر متولد شده است و هیچ گناهی بر او نیست» (بحار الانوار، ج ۴۹، ص ۹۸). البته دلیلشان فقط این نبود، چرا که به نیکی میدانند آقای شهیدمان عمود خیمه حرم جمهوری اسلامی ایران بود و با حضورشان باید خلف صالح عمود این خیمه را تقویت کنند تا ملک و مملکتشان در این صراط با سری سربلند و قلبی با قوت طی طریق کنند و با خدای بزرگ ایشان عهد ببندند تا اهدافی که آقای شهیدمان برای آن شبانهروز زحمت کشیدند، جامه عمل بپوشانند.
نهایتاً آن روز که هیچکس فکر نمیکرد برای کسی که جانفدایش هستند، نماز خواهند خواند، رسید و مصلی تهران به عنوان میعادگاه آزادگان و با شرفها، تکهای از کربلا شد تا عزت ملی را رگهای غیرت این مرز و بوم به جریان بیندازد. نمازگزاران نیک میدانستند که آقای شهیدمان با بومیسازی دفاع و پیوند آن با امنیت منطقهای، راهبرد «دفاع بومی، آفند منطقهای» را بهعنوان محور قدرت ایران کهن ما تعریف کردند و این رویکرد، امنیت ملی را در گرو همکاری با محور مقاومت و ژرفای راهبردی منطقه تعریف کرد و کشورمان را از یک قدرت صرفاً تدافعی به بازیگری تأثیرگذار در معادلات غرب آسیا تبدیل کرد. شاید به همین دلیل، نمازگزاران فقط ایرانی نبودند و از کشورهای مختلف منطقه و فرامنطقهای حضور داشتند و یکدل گفتند «اللّهمّ إنّا لا نعلم منه إلاّ خیرا»، بله، پروردگارا ما چیزی جز نیکی از ایشان ندیدیم. البته، هزار مرتبه بهتر از ما، آیتالله جوادی آملی گفتند: «اللهم انه نزل مجاهدا موحدا؛ خدایا، او در حالی به سوی تو آمده است که مجاهد و یکتاپرست بود، اللهم اللهم اللهم انه نزل عندک شهیدا؛ خدایا، خدایا، خدایا، او نزد تو فرود آمده و در پیشگاه تو بهعنوان شهید حاضر شده است، اللهم انه نزل عندک قتیلا للاسلام قتیلا لامه مسلما؛ خدایا، او نزد تو آمده است در حالی که برای اسلام کشته شده و در راه امت مسلمان جان باخته است.»
پس از اقامه نماز، نوبت به تشییع تاریخی یکی از نوادر تاریخ رسید و ایران سراسر، شعار «باید برخاست» را تعبیر کرد و تهران و قم سنگ تمام گذاشتند. مردم با ظرافت میگفتند برای بدرقه نیامدهاند و صرفاً آمدهاند بگویند «به امید دیدار»، چرا که به زودی در رکاب سرورمان حضرت ولیعصر(عج) زیارتت خواهیم کرد انشاءالله؛ بنابراین نیازی به وداع نیست. البته این بیت شکاهار حضرت سعدی، زمزمه مردم بود که میگفتند «من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم میرود»؛ واقعاً دیدیم که جانمان چطور رفت، ولی دلخوش به این کلام الهی هستیم که میفرماید «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ؛ و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مردهاند، بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند» (آلعمران، آیه ۱۶۹). البته خیلی از اشکها به حال خودمان بود که چرا آنگونه که باید، مقام این اولیاءالله را نشناختیم و برخی پاکسرشتها هم از این خجل بودند که در سالیان دراز، بهویژه کودتای دی ۱۴۰۴، مرعوب جنگ روانی دشمنان بدذات این مرز و بوم شدند و در مقابل جبهه حق با فرماندهی آقای شهیدمان صف کشیدند و بعضاً بر صورت آفتاب چنگ انداختند. طبعاً چنگزدن به آفتاب، آب در هاون کوبیدن است، اما چنگزننده را عنصری زنده میکند و خیلیها رهایی از این ورطه، اشک رشکبرانگیز میریختند و جملگی با فریاد «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه» عهد بستند در امتداد همان «مشت گره کرده»، تشت رسوایی طبقه اپستین را بیش از پیش به زمین بکشند. کما اینکه همین الان هم صدای آن به دوردستها رسیده است به طوری که «تارا اوگرادی» قهرمان ایرلندی ناوگان صمود گفته است «مشت گره کرده آیتالله خامنهای در هنگام شهادت برای من نماد ایستادگی و مقاومت است.» حاضران همچنین قول دادند غبار گذر زمان مانع تحقق دغدغههای مردمیات نشود؛ همان مردمی که پربسامدترین واژه تکراری در سخنرانیها و بیانات آقای شهیدمان بود و این روزها چنین قدرشناسی میکنند. البته یکی از محورهای ثابت وعدهها و خواستههای مردم ثابت قدم ماندن در مسیر خلف صالح قائد شهیدمان، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، علمدار جبهه مقاومت بود و است و یک صدا این را میگویند که «سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ». جان کلام آنکه، دفتر به پایان نیامده است و حکایت هم قویتر از گذشته باقی است و روز به روز هم معانی جدید و درخواستهای معقولانه و منطقی از آن به گوش میرسد که بخشی از آن در قالب پرچمهای یالثارات الحسین در میان جمعیت تشییعکنندگان در ایران و عراق دیده شد و عزاداران حماسی آقای شهیدمان صراحتاً خواستار انتقام هستند و به گفته برخی مقامات سیاسی هم «تحقق وعده الهی قطعی است و متجاوزان به خاک ایران اسلامی و قاتلان شهدای این سرزمین به ویژه قائد امت، به سزای اعمالشان خواهند رسید». انشاءالله. به هر روی هرچند جانمان رفت، اما جان کلاممان این است «سفرت به خیر! اما، تو و دوستی، خدا را، به شکوفهها به باران، برسان سلامِ ما را».






