به گزارش خبرنگار دنیای سیاست، «کمیل خجسته» در یادداشتی نوشت: در نگارش این مطالب، خدا را شاهد میگیرم که حتی ذرهای اغراق در آن راه ندادهام. آنچه ارائه میکنم، برآمده از مشاهده دقیق رخدادهای این دوران است. ما رهبرمان را دوست داریم و بر این باوریم که او را در طول زمان شناختهایم؛ اما در حدود ۱۶۰ روز اخیر، حتی اگر فقط به اقدامات روشن و رسانهای ایشان تکیه کنیم و درباره آنچه از نگاه عمومی پنهان مانده سخنی نگوئیم، باز هم نشانههایی دیده میشود که برای یک «انسانِ مطمئنِ دل» معنا و آرامش میآورد.
نخستین مورد، شکلدادن به یک معادله تازه در منطقه با عنوان «وحدت میدانها» بود؛ طرحی که الگوی امنیتی منطقه را دگرگون میکند. این مسئله، بهویژه پس از سقوط سوریه و همچنین سوختگیری جنگندههای F35 در آسمان آن کشور، نشان داد امنیت ایران فقط در چارچوب مرزهای جغرافیایی تعریف نمیشود.
دوم، تبدیل عملیات نظامی تنگه هرمز به اهرم قدرت ملی بود؛ ظرفیتی که امروز بیش از گذشته خود را در معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه نمایان میکند.
سوم، جدا کردن پرونده هستهای از مذاکرات مربوط به پایان جنگ، اقدامی بود که آن را میتوان نوعی «شاهکار» دانست؛ کاری که بسیاری از تحلیلگران تحقق آن را بعید میدانستند. دلیل این نگرانی آن بود که در مقاطعی از جنگ، مقامات آمریکایی برنامه هستهای را بهعنوان محور اصلی جنگ معرفی میکردند؛ با این حال، این موضوع حتی در دستور کار مذاکرات پایان جنگ هم قرار نگرفت و آمریکاییها نیز آن را پذیرفتند.
چهارم، ایجاد توقفی طولانی در میانه روند مذاکرات، درست زمانی بود که آمریکا تهدیدهای سنگین علیه ایران را آغاز کرد و حتی موضوع ترور را نیز مطرح کرد. این توقف طولانی، با وجود تهدیدهای اولیه آمریکاییها، موجب شد لحن طرف مقابل تغییر کند؛ همانطور که در اواخر مذاکراتی که به مذاکرات پاکستان و رایزنیهای مرتبط با «رابیو» و «ترامپ» منتهی میشد، شاهد بودیم. در آن مقطع، با تغییر لحن درباره اینکه منتظر نظر رهبر ایران هستند، مصاحبههایی انجام میدادند.
پنجم، مجموعه انفجارها و درگیریهای پهپادی و موشکی در گلوگاههای مهم دریایی از بابالمندب تا کانال سوئز (چه به شکل رسمی و چه غیر رسمی) بود؛ حملاتی که برخلاف آنچه گمان میرفت، به اردن محدود نماند و حتی به شکل هدفمند به برخی اهداف در سوریه، عمان و… نیز یادآور فرمایش رهبر معظم انقلاب در ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ است؛ جایی که تاکید کردند: «گشودن جبهههای جدید که دشمن در آن کم تجربه و آسیبپذیر است…»
ششم، با وقوع حملات پهپادی به ایستبازرسیها، فراخوان چهارشنبهسوری و اظهارات ترامپ و نتانیاهو درباره ضرورت اغتشاش در خیابان، روشن میشود که تبدیل معابر شهری به خط نبرد با آمریکا و اسرائیل تا چه اندازه مهم و حیاتی بوده و این موضوع بارها در پیامهای رهبر انقلاب مورد تاکید قرار گرفته است. با این حال، این فهرست تنها به همین چند محور محدود نمیشود.
خجسته در ادامه افزود: توسعه جنگ از رویارویی صرفاً نظامی به پرونده حقوقی در سطح بینالمللی، تاکید بر معرفی متجاوز، مطالبه غرامت و همچنین زنده نگه داشتن مسئله انتقام بهعنوان اجزای سازنده «بازدارندگی نوین ایران»، از دیگر محورهایی است که در قالب ابتکارات رهبر انقلاب برای اثرگذاری مثبت بر میدان نبرد دیده میشود. شاید گذر زمان، سالها بعد بتواند درباره هر یک از این تصمیمها داوری دقیقتری ارائه دهد، اما آنچه امروز روشن است این است که در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، شاهد نوعی رهبری راهبردی، خلاقانه و شجاعانه هستیم.
به گفته وی، رهبر ایران در حال شکلدهی به معادلات جدید در منطقه برای نظمی تازه است. ما به آینده ایران با هدایت ولی فقیه «ایمان» داشتیم، اما آنچه امروز دیده میشود، به «اطمینان قلبی» میرسد. شبکه اطلاع رسانی دنیای سیاست/






