به گزارش خبرنگار دنیای سیاست، بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، در سخنانی با تاکید بر این موضوع که جنگها همواره با پایان خود معنا پیدا نمیکنند، گفت: گاهی معنای واقعی آنها در نظمی آشکار میشود که پس از جنگ بر جای میماند. وی افزود: جنگ رمضان نیز از همین جنس است؛ زیرا با آغاز آن، صرفاً یک رویارویی نظامی آغاز نشد، بلکه مسیری از تغییرات بزرگ و غیرقابل بازگشت در منطقه کلید خورد.
نگاهداری ادامه داد: در این مسیر، مسئله اصلی دیگر صرفاً دفع یک تجاوز یا پاسخ به یک حمله ناعادلانه نیست، بلکه تعیینکننده آینده نظم سیاسی و امنیتی غرب آسیاست. وی گفت: ایران در این میدان تنها در برابر آتش دشمن خود ایستادگی نمیکند، بلکه در حال بازتعریف نسبت خویش با منطقه و تاریخ خود است. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس خاطرنشان کرد که ایرانیان نشان دادهاند میتوان میدان نبرد را مدیریت کرد، ابتکار عمل را از دشمن گرفت و منطق خود را بر روند درگیری تحمیل کرد.
وی تصریح کرد: این دستاورد صرفاً یک موفقیت نظامی نیست، بلکه اهمیت آن در این است که ثابت میکند قدرت یک کشور فقط در تجهیزات و ظرفیت تخریب خلاصه نمیشود. قدرت واقعی به معنای توانایی تبدیل تهدید به فرصت تاریخی، حفظ انسجام اجتماعی و ترجمه مقاومت به یک افق سیاسی است.
نگاهداری با اشاره به برنامهای که رهبر شهید ترسیم کرده بود، گفت: از این منظر، آن برنامه نه حفظ وضع موجود و ارتقای ایران در نظم سلطهپذیر، بلکه طرحی برای تغییر نظم بود. وی افزود: جمهوری اسلامی ایران در این جنگ فقط از قلمرو خود دفاع نمیکند و در پی شکلگیری نظمی است که امنیت منطقه را از انحصار قدرتهای بیرونی خارج کرده و آن را به اراده ملتهای منطقه بازگرداند. نگاهداری عنوان کرد: در این معنا جنگ دفاع از یک مرز نیست، بلکه دفاع از حق یک تمدن و یک منطقه برای تعیین آینده خویش است.
وی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه در تلاش دولتهای پیرامون ایران برای فاصلهگذاری از جمهوری اسلامی، تاریخ به سادگی از فرمان سیاست پیروی نمیکند، گفت: بسیاری از این دولتها تاریخ معاصر خود را با فاصله گرفتن از ایران آغاز کردهاند؛ گویی استقلال سیاسی باید به نفی هرگونه پیوند تاریخی و تمدنی با ایران منجر شود. نگاهداری تاکید کرد: اما تاریخ به آسانی از تصمیمهای سیاسی تبعیت نمیکند و هیچیک از این مرزبندیها موفق نشده پیوندهای عمیق فرهنگی، زبانی، قومی و تاریخی را از میان ببرد.
نگاهداری با اشاره به تحقیرآمیز بودن نفوذ آمریکا در کشورهای منطقه گفت: این نفوذ در واقع در سوی دیگر همین گسستسازی تاریخی قرار دارد. وی افزود: هرچه ملتهای منطقه بیشتر از پیوندهای واقعی خود جدا شوند، برای نظام سلطه اداره آنها آسانتر میشود. به گفته رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، مسئله صرفاً حضور چند پایگاه نظامی یا مداخله در چند دولت نیست، بلکه ساختن منطقهای است که ملتهای آن خود را ناتوان از تصمیمگیری درباره سرنوشتشان بدانند.
نگاهداری ادامه داد: در چنین جغرافیا و شرایطی، تهدید به نابودی تمدن ایران درست در لحظهای مطرح میشود که ایران بار دیگر توانسته خود را نه فقط بهعنوان یک دولت، بلکه بهعنوان یک ایده تمدنی و یک صورت سیاسی فعال بازسازی کند. وی گفت: ایده ایران اکنون تلاش میکند از سطح خاطره و فرهنگ به سطح سیاست، امنیت و نهادسازی ارتقا یابد و همین تبدیل ایده به سیاست است که آن را برای نظام سلطه خطرناک میکند.
رییس مرکز پژوهشهای مجلس در ادامه به مفهوم «نظم منطقهای ایران» پرداخت و گفت: این چارچوب به معنای بازسازی گذشته یا نفی حاکمیت کشورهای منطقه نیست. نگاهداری توضیح داد: نظم منطقهای ایران میتواند اتحادی از دولتهای مستقل باشد که امنیت و پیشرفت خود را در برابر مداخلات بیرونی به یکدیگر پیوند میزند؛ اتحادی که بر اشغال و تبعیت تکیه ندارد، بلکه بر همکاری، منافع مشترک و مشارکت رسمی ملتها استوار است. وی تاکید کرد: نظم منطقهای ایران پیوند میان استقلال کشورها، مردمپایه بودن دولتها و همکاری تمدنی ملتهاست.
وی ادامه داد: امام خمینی(ره) در بند «ف» وصیتنامه سیاسی ـ الهی خود، مسلمانان را به سوی دولتی اسلامی با جمهوریهای آزاد و مستقل فرا میخواند. نگاهداری تاکید کرد که این سخن نباید صرفاً در قالب یک آرمان تاریخی تکرار شود، بلکه اهمیت آن در امکان سیاسی تازهای است که پیش روی منطقه میگذارد؛ پیوند میان استقلال کشورها، مردمپایه بودن دولتها و همکاری تمدنی ملتها. وی گفت: اگر قرار است پیشرفت غرب آسیا از سطح شعار فراتر رود، باید بر همین سه پایه استوار شود.
نگاهداری همچنین درباره نقش تنگه هرمز گفت: در این میان، تنگه هرمز فقط یک گذرگاه آبی نیست و نماد برخورد دو منطق به شمار میرود. وی افزود: یک سو نظمی قرار دارد که انرژی، تجارت و مسیرهای حیاتی جهان را در خدمت سیطره مالی و سیاسی خود میخواهد و سوی دیگر اراده منطقهای است که تلاش میکند اختیار امنیت و منابع را از انحصار قدرتهای خارجی خارج کند. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس ادامه داد: هرمز نقطهای جغرافیایی با معنایی جهانی است و پرسش اصلی این است که آیا غرب آسیا همچنان موضوع تصمیم دیگران خواهد بود یا به فاعل تاریخ خود تبدیل میشود.
نگاهداری درباره آینده غرب آسیا اظهار کرد: غرب آسیا آنقدر بزرگ نیست که دو نظم رقیب را برای همیشه در خود نگه دارد. وی گفت: یا نظم سلطه بر پایه وابستگی، مداخله و سرکوب بر منطقه حاکم خواهد ماند، یا نظمی منطقهای بر اساس استقلال، همکاری و اراده ملتها شکل میگیرد.
وی سپس با تاکید بر این نکته که اکنون مسئولیت ایران تنها پیروزی در جنگ نیست، گفت: مسئولیت تاریخی ایران آن است که بتواند از دل این رویارویی، برنامهای برای ساختن منطقه ارائه دهد؛ برنامهای که امنیت را به توسعه، استقلال را به حکمرانی شایسته و مقاومت را به دولتهای مردمپایه پیوند بزند.
نگاهداری در پایان تاکید کرد پایان این جنگ زمانی رقم میخورد که ایران فقط در میدان نظامی پیروز نباشد، بلکه بتواند نظم مطلوب خود را در قالب دولتهای مستقل و همکاریهای پایدار منطقهای صورتبندی کند. وی گفت: آینده ایران در گرو آن است که از خود دفاع کند، اما در دفاع متوقف نماند؛ مقاومت کند، اما مقاومت را به حکمرانی تبدیل کند؛ پیروز شود، اما پیروزی را در ساختن نظمی عادلانه، مستقل و انسانی برای سراسر منطقه به ثمر برساند. به گفته وی، این همان همسرنوشتی است که رهبر انقلاب بدان باور دارند.







